حسن ابراهيم حسن ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )

152

تاريخ الإسلام ( تاريخ سياسى اسلام ) ( فارسى )

نكات جائى براى ادعاى مرگليوث باقى نمىماند . جنگ خيبر پس از آنكه خطر احزاب رفع شد و پيغمبر از جانب قريش و هم - دستانشان اطمينان يافت در صدد برآمد يهودان پيمان‌شكن را كه با اعراب غطفان و مشركان مكه ضد مسلمانان متفق شده بودند تأديب كند . براى اين منظور نخست از بنى قريظه كه در هنگام محاصره مدينه پيمان خود را با مسلمانان شكسته بودند آغاز كرد پس از آن قسمتى از سال ششم هجرت را بزد و خورد با يهودان وادى القرى و فدك گذرانيد و مسلمانانرا براى هجوم بخيبر كه بزرگان بنى نضير در آنجا گرد آمده بودند مهيا كرد . در رجب همان سال زيد بن حارثه را براى سركوبى يهودان وادى القرى فرستاد . زيد بن حارثه در اين - سفر مجروح شد و همراهانش كشته شدند و او نذر كرد كه اگر زخمش بهبودى يافت بار ديگر بجنگ يهودان برخيزد و در ماه رمضان نذر خود را انجام داد . فتح خيبر وقتى پيغمبر در ماه ذى حجه سال ششم هجرت از مكه بازگشت چند روز در مدينه بماند پس از آن در محرم سال هفتم هجرت بسوى خيبر حركت كرد و شبانگاه بوادى رجيع رسيد . وقتى صبح شد بسوى خيبر حركت كرد و موقعى كه مردم خيبر براى انجام كارهاى خود بيرون مى - آمدند بدانجا رسيد . مردم خيبر از حركت مسلمانان خبر نداشتند ، وقتى ناگهان سپاه را بديدند فرار كردند و بقلعه‌هاى خود پناه بردند . مردم غطفان سپاهى گرد آورده بودند و مىخواستند به طرف خيبر بيايند ولى پيش از آنكه آنها بخيبر برسند پيغمبر در وادى رجيع فرود آمده بود و نتوانستند بكمك خيبريان بشتابند . پس از آن پيغمبر بقلعه‌هاى خيبر هجوم برد و دو قلعه را بگرفت ولى قلعه صعب بن معاذ مدتها در محاصره بود و گشوده نشد . مسلمانان از طول محاصره خسته شدند و آذوقه آنها تمام شد .